تاریخ و تمدن

گفتگو با بهاء الدین خرمشاهی به مناسبت انتشار «گلستان»، «بوستان» و «کم خوانده ها»ی سعدی به تصحیح او

نزدیک به چهار دهه پیش «کلیات» سعدی به تصحیح بهاء الدین خرمشاهی منتشر شد اما این تنها تصحیح خرمشاهی از سعدی نبوده چرا که چند سالی بعد از آن، او باز به سراغ «کلیات» رفت و با بازبینی در تصحیح اول و افزودن مواردی به آن، چاپ دیگری از «کلیات» به دست داد و هر دو تصحیح تا امروز چندین بار چاپ شده اند. انتشار جداگانه «گلستان»، «بوستان» و کتابی با عنوان «کم خوانده های سعدی» تازه ترین کاری است که خرمشاهی بر روی سعدی انجام داده و این سه کتاب این روزها در انتشارات دوستان منتشر شده اند. خرمشاهی در این سه کتاب نیز مواردی را به تصحیح های قبلی افزوده و ضمنا با

ادامه مطلب ...
میلاد عظیمی درباره اعتقادها و نگرانی‌های هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) در حوزه شعر سخن گفت

میلاد عظیمی درباره اعتقادها و نگرانی‌های هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) در حوزه شعر سخن گفت. به گزارش خبرنگار ادبیات ایسنا، این پژوهشگر و نویسنده کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» (خاطرات هوشنگ ابتهاج) در سخنانی با موضوع «تاملات در شعر و اندیشه هوشنگ ابتهاج» که در قالب نوشتاری با عنوان «آخرین پیمانه شبگیرِ این خمخانه» در مراسم پایانی جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران و در بخش تجلیل از سایه ارائه شد گفت: نخستین دفتر شعر سایه با نام «نخستین نغمه‌ها» به سال 1325 منتشر شد؛ یعنی نزدیک به 70 سال پیش. امروز دلبستگان به شعر پارسی، به یاد و شادیِ شاعری گردآمده‌اند که دست

ادامه مطلب ...
زندگینامه و آثار مولانا/8 مهرماه؛ روز بزرگداشت مولوی

8 مهرماه؛ روز بزرگداشت مولوی/. روز بزرگداشت مولوی - هشتم مهرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز بزرگداشت مولوی» ثبت شده است. شرح زندگی مولوی. جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی»

ادامه مطلب ...
دانی كه نو بهار جوانی چه‌سان گذشت؟/ چند شعر از زنده یاد استاد مشفق کاشانی

استاد مشفق کاشانی شامگاه یکشنبه 28 دی در خانه شاعران ایران جان به جان آفرین تسلیم کرد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او یکی از غزل سرایان چیره دست معاصر بود که شعرهای درخشانی را از خود به یادگار گذاشت. با هم چند شعر از سروده‌های زنده یاد استاد مشفق کاشانی را می‌خوانیم. دانی که نو بهار جوانی چه‌سان گذشت؟. زود آنچنان گذشت، که تیر از کمان گذشت. نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد. نیم دگر به غفلت و خواب گران شد. صد آفرین به همت مرغی شکسته بال. کز خویشتن شد و، از آشیان گذشت. افسرده‌ای که تازه گلی را ز دست داد. داند چه‌ها به بلبل بی خانمان گذشت. بنگر به

ادامه مطلب ...
امروز با نظامی گنجوی / جهان از باد نوروزی جوان شد

حکیم ابو محمد الیاس نظامی گنجوی در قرن ششم هجری می زیسته و زادگاه او شهر گنجه است . آرامگاه این شاعر در همین شهر است که دردوره قاجار به وسیله دولت آذربایجان شوروی باز سازی شد. او از استادان بزرگ و از ارکان شعر فارسی است . نظامی شاعری پر کار بود که غیر از دیوان قصاید و غزلیات ، پنج مثنوی مشهور به نام پنج گنج دارد و به آن خمسه نظامی هم گفته می شود نخستین مثنوی منظومه مخزن الاسرار و از مهمترین مثنوی های شعر فارسیست . مثنوی بعدی خسرو و شیرین که از جمله داستان های اواخردوره ساسانی است . سومین مثنوی منظومه ی مشهور لیلی و مجنون و برگرفته از داستان

ادامه مطلب ...
آیا نیما یوشیج کپی کار بود؟! / شفیعی کدکنی از کپی‌برداری نیما از اشعار ناتل‌خانلری می گوید

محمدرضا شفیعی کدکنی می‌گوید: نیما با یادداشت‌های روزانه‌اش به ما ثابت کرده که در رعایت «حق و حقیقت» چندان هم «عادل و معصوم» نبوده و برخی اشعارش را پس از خوانش اشعار ناتل خانلری سروده است. کتاب «گزیده اشعار پرویز ناتل خانلری» به تازگی از سوی نشر مروارید منتشر و روانه بازار نشر شده است. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه این کتاب در مقاله‌ای به شرح شواهد و قرائن خود از تاثیرپذیری نیما یوشیج از این شاعر پرداخته است که در نوع خود قابل توجه است. بخشی از این مقدمه نسبتاً بلند را که به این موضوع اختصاص یافته در ادامه می‌خوانیم:. خانلری را در کنار نیما

ادامه مطلب ...
گفتگو با لیلی انور:خیام و مولانا با یک سوءتفاهم به جهانیان شناسانده شده‌اند

رئیس بخش زبان و ادبیات فارسی در مؤسسه ملی زبان و تمدن‌های شرقی در پاریس، برگردان اشعار خیام و مولانا را به انگلیسی، نه ترجمه که اقتباس دانست وگفت:این شاعران با یک سوءتفاهم به جهانیان شناسانده شده‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، یکی دیگر از نشست‌های هفتگی کتابفروشی آینده دیدار و گفتگو با دکتر لیلی انور دانشیار و رئیس بخش زبان و ادبیات فارسی در مؤسسه ملی زبان و تمدن‌های شرقی در پاریس بود که در دوره بیست و یکم جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با کتاب «نغمه پرندگان (منطق‌الطیر) عطار‌‌/‌‌ چاپ پاریس ‌‌/‌‌ زبان فرانسه» عنوان برگزیده این جایزه را از

ادامه مطلب ...
تجربه‌های داستان نویسی جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن

جمال میرصادقی از تجربه‌های داستان‌نویسی‌اش گفت و داستان را نجات‌دهنده توصیف کرد. به گزارش ایسنا، کتاب‌فروشی آینده با همکاری مجله بخارا در بیست و هفتمین نشست خود میزبان جمال میرصادقی، داستان‌نویس و داستان‌پژوه، بود. علی دهباشی با مقدمه‌ای کوتاه در تقدیر از جمال میرصادقی و آثارش جلسه را آغاز کرد. بر اساس گزارش رسیده، سردبیر مجله بخارا در سخنانی گفت: امروز میزبان جمال میرصادقی ، نویسنده توانمند زبان فارسی هستیم ؛ نویسنده ای که در طول شش دهه از عمر گرانمایه اش ، با به کارگیری صناعت داستان نویسی به جایگاه خاصی در تاریخ رمان و داستان کوتاه ایران دست

ادامه مطلب ...
گفتگوي بهرام دبيري با محمدعلي سپانلو پيرامون جريانهاي فرهنگي معاصر

از آشنایی بهرام دبیری با محمدعلی سپانلو چهل و چند سالی بیشتر میگذرد. آن زمان، دبیری دانشجوی نقاشی بود و سپانلو شاعری مطرح. چهگونگی این آشنایی اما خود داستانی دارد که دبیری در بعد از ظهری از روزهای ماه مهر در خانه ی سپانلو روایت کرد:. رفته بودیم برای دیدار با «سپان» و گپ و گفتی در ادامه نگاهی به جریان فرهنگ و هنر در این خطه به اجمال. دبیری در آن خانهی آشنا به در و دیوار نگاه میکرد و به تابلوها و از همین جا حرفها رفت به سمت نقاشی و ناگهان الخاص و دبیری از نخستین دیدار با سپانلو گفت: «به گمانم سال 51 یا 52 بود، زمستان شاید آن موقع در دانشکده ی

ادامه مطلب ...
شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصيد!/فریدون مشیری

در همه عالم کسی به یاد ندارد. نغمه سرایی که یک ترانه بخواند. تنها با یک ترانه در همه ی عمر. نامش اینگونه جاودانه بماند. صبح که در شهر، آن ترانه درخشید. نرمی مهتاب داشت، گرمی خورشید. بانگ: هزار‌آفرین! زهرجا بر شد. شور و سروری به جان مردم بخشید. نغمه، پیامی ز عشق بود و ز پیکار. مشعل شب های رهروان فداکار. شعله بر افروختن به قله کهسار. بوسه به یاران، امید و وعده به دیدار. خلق، به بانگ "مرا ببوس" تو برخاست!. شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصید!. هرکس به هرکس رسید نام تو را پرسید. هر که دلی داشت، بوسه داد و ببوسید!. یاد تو، در خاطرم همیشه شکفته ست. کودک

ادامه مطلب ...
5 شعر از 5 شاعر زن ایرانی / مهستی، پروین، فروغ، شمس و سیمین

مهستی گنجه‌ای، پروین اعتصامی، شمس کسمای، سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد تنها شاعران زن ایرانی نیستند. شمار شاعران زن خصوصا در دوره معاصر آن قدر زیاد هست که چندین دفتر از برای آن منتشر کرد. اما شما در این مجال کوتاه با پنج شعر از 5 شاعر بزرگ ایرانی آشنا می‌شوید؛؛ شاعرانی که هر کدام از منظری خاص یکی از مهمترین شاعران تاریخ ادبیات ایران هستند. مهستی گنجه‌ای. ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت. در حُجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت. آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد. در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت. پروین اعتصامی. ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن. روی

ادامه مطلب ...
کامیار عابدی/اخوان ثالث در نگاهی دیگر بار، نگاهی به چهار شعر منثور در کارنامه‌ی اخوان ثالث

صرف‌نظر از برخی ابتکارها، اخوان ثالث با عروض قدیم الفت خاصی داشت. او از منظر عروض قدیم به عروض نیمایی معطوف می‌شد. در پرتو این توجه، کوتاه و بلند شدن سطرها از لحاظ وزن در شعر او، اغلب قاعده‌مند جلوه می‌کند. قاعده‌مند بودن عروض نیمایی با زبان کهن گرایانه و سبک خراسانی او هم آهنگ است. در مقابل، در شعرهای فروغ فرخزاد وزن شعر با زبان معاصر و گفتاری عصر متناسب ، و تا آستانه‌ی خروج از هنجارهای شناخته / استفاده شده‌ی عروض پیش رفته است. الف. بخش اعظم شعرهای مهدی اخوان ثالث (1369-1307) شاعر برجسته ،را می‌توان در ذیل دو گروه شعرهای سنتی (عروض قدیم) و

ادامه مطلب ...
گزیده ای از رباعیات حکیم عمر خیام

«گزیده ای از رباعیات خیام». بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ. وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ. شـمع طـربم ولی چـو بنـشستم هیچ. من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ. *****رباعیات خیام*****. چون عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ. پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ. خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی. از سـلخ بـغره آیــد از غـره بـسلخ. *****رباعیات خیام*****. زان پیش که نام تو ز عالم برود. می خور که چو می بدل رسد غم برود. بگشای سر زلف بتی بند به بند. زان پیش که بند بندت از هم برود. *****رباعیات خیام*****. اکنون که ز خوشدلی بجز نام نماند. یک همدم پخته جز می خام

ادامه مطلب ...
نگاهی به هدایت و یک نامه نویافته از او+متن نامه

بگذارید از سربرگ نامه شروع کنم: کاغذ نامه ای که صادق هدایت خطاب به برادرش محمود خان هدایت نوشته، مربوط به کافه‌ای است که هنگام نوشتن نامه آنجا بوده، در ٢٧ ژویه ١٩٢9مصادف با پنجم مرداد ماه 1308. گویا "گراند کافه گیوم تل" در بندر لوهاور فرانسه؛ آن روزها پاتوق‌ هدایت بوده است. با کنجکاوی توانستم یک کارت پستال مربوط به همان سال و یک عکس از آن کافه متعلق به 7 سال پس از تاریخ نگارش این نامه را بیابم؛ کارت پستالی متعلق به 1929 و عکسی از سال 1936. اصل نامه هم در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود؛ همراه با نامه هایی دیگر و اشیایی مختصر از او همچون عینک ،

ادامه مطلب ...
نگاهی دیگر بر حافظ بزرگوار و فال زدن بر دیوان حافظ

تا به حافظ می‌رسیم، همزمان شگفتیهای حضور او در هستی، یکی پس از دیگری بر ما جلوه می‌کند. هر شگفتی ما را به شگفتی دیگر می‌برد. مشکل بتوان فقط از یک بُعد حضور او سخن گفت. در طول تاریخ بشری، تا آنجا که می‌دانیم، هیچ کتاب شعری مورد تفأل قرار نگرفته است، نه در ایران و نه در جهان، نه پیش از حافظ و نه پس از او. این جای یگانه و ویژه می‌تواند سرفصل تازه‌ای از شناخت حافظ باشد. به ناامیدی از این در مرو بزن فالی. بود که قرعۀ دولت به نام ما افتد. تا به حافظ می‌رسیم، همزمان شگفتیهای حضور او در هستی، یکی پس از دیگری بر ما جلوه می‌کند. هر شگفتی ما را به شگ

ادامه مطلب ...
گربه‌اي به نام مرغ حق/ رمز گشایی از نماد های کتاب سه قطره خون هدایت

یونس یونسیان:. مرگ یگانه دوست من است، دیگر به مرده ها حسادت نمی‌ورزم، من هم از دنیای آنها به شمار می آیم. من با آنها هستم، زنده به گور هستم. (داستان زنده به گور اثر صادق هدایت). برای صادق هدایت مفهوم راز و غرابت بسیار همبسته با زهرآگین بودن و کابوس وار بودن است و ارتباط اسرار آمیزی با نحس بودن افراد و مسیرهای‌شان دارد. نقش عدد سیزده در روایت های هدایت یکی از آن مواردی است که یادآور نقش اعداد، گذشتگان و نیرو های فراتر از انسان بر سرنوشت و مسیر انسان است. در زنده به گور به فردی اتریشی اشاره می شود که سیزده بار به اشکال و شیوه های گوناگون خودک

ادامه مطلب ...
تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟ (فریدون مشیری)

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟. شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم . تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو. بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!. تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟. تو را کدام خدا؟. تو از کدام جهان؟. تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟. تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟. تو از کدام سبو؟. من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!. چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!. مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!. کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟. که ذره های وجودم تو را که می بینند،. به رقص می آیند،. سرود میخوانند!. چه آرزوی محالی است زیستن با تو. مرا همین بگذارن

ادامه مطلب ...
جایگاه شادی در ادبیات فارسی کجاست؟

محمد بقایی (ماکان) می‌گوید: در ایران باستان به جشن و شادی توجه بسزایی داشته‌اند و بعدها این شادی در شعر شاعرانی چون رودکی، حافظ، خیام و . دیده می‌شود. او معتقد است کفه نشاط ادبیات فارسی بر موارد اندوهگین می‌چربد. این نویسنده و پژوهشگر در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که فرهنگ هر جامعه‌ای را باید از ریشه‌هایش مورد بررسی قرار داد، اظهار کرد: پرداختن به مقطعی خاص از یک فرهنگ موجب نتیجه‌گیری درست نخواهد شد. اگر به ریشه‌های فرهنگ ایران توجه شود بن‌مایه‌های اصلی آن را شادی و نشاط شکل می‌دهد، زیرا در فرهنگ

ادامه مطلب ...
مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد/این باشد آن نباشد آن باشد این نباشد (ملک‌الشعرای بهار)

محمد تقی بهار ملقب به ملک الشعرای بهار شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. وی در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک الشعرای صبوری آموخت. بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی، در خانه مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد. این باشد آن نباشد آن باشد این نباشد. با انگبین لبت را سنجیده‌ام مکرر. شهدی که در لب تست در انگبین نباشد. قومی به فکر مشغول قومی بدین گرفتار. غافل که آنچه‌جویند درکفر و دین نباشد. در ن

ادامه مطلب ...
مولانا از شمس چه دید و چه شنید که این‌طور مجنون شد؟

نشست ویژه‌ی شهر کتاب در روز بزرگداشت مولوی با عنوان «دنیای دو تنها» به نقد و تحلیل رابطه‌ی شمس و مولانا اختصاص داشت که با سخنرانی دکتر مهدی محبتی برگزار شد. پرشین پرشیا:به گزارش ایسنا، محبتی در آغاز سخنانش در این نشست گفت: مولانا تا چه حد از چشمه‌ی خورشید شمس سیراب شد و شور و شیدایی بی‌حد و حصر او در مثنوی و غزلیات به شمس تبریزی چگونه تحلیل و تبیین شد، چرا مولانا این چنین در انوار شمس غرق شد و از یاران برید و دست تمنا به دامن شمس زد؟ چنین به نظر می‌رسد که مولوی مرید شمس و از همه‌ی جهات و در همه حال تابع و تسلیم او بوده است. اما تفاوت دنیاها و

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه