کسیکه مداومت بر خواندن دعای صباح کند به او هیچ آسیبی نمی رسد. دعای صباح :. در بیان آثار و خواص عجیبه ی دعای صباح مولا علی(ع) از امام رضا نقلی به این شکل است که در بیان آثار دعای صباح جدّشان فرمودند:. آیا شما را راهنمایی نکنم بر بزرگترین ذخیره دنیا و آخرت و جامع ترین گنج در عالم غیب و شهادت که حصار و قلعه ی محکمی ست برای شما. ؟. از مولا علی (ع) نقل شده است :. که کسیکه مداومت بر خواندن دعای صباح کند (( در روایت دیگر تاکید خواندن آن بعد از نماز نافله صبح گفته شده است)) اگر عالم پر از بلا شود به ...

متن و ترجمه دعای صباح



متن و نرجمه دعای صباح

کسیکه مداومت بر خواندن دعای صباح کند به او هیچ آسیبی نمی رسد

 

دعای صباح :
در بیان آثار و خواص عجیبه ی دعای صباح مولا علی(ع) از امام رضا نقلی به این شکل است که در بیان آثار دعای صباح جدّشان فرمودند:


آیا شما را راهنمایی نکنم بر بزرگترین ذخیره دنیا و آخرت و جامع ترین گنج در عالم غیب و شهادت که حصار و قلعه ی محکمی ست برای شما.؟

از مولا علی (ع) نقل شده است :
که کسیکه مداومت بر خواندن دعای صباح کند (( در روایت دیگر تاکید خواندن آن بعد از نماز نافله صبح گفته شده است)) اگر عالم پر از بلا شود به او هیچ آسیبی نمی رسد و همیشه در نظر مردم و انسانها عزیز و محترم می باشد و هیچگاه دشمن نمی تواند به او ضرری برساند و هرکسی که با او دشمنی کند به خودش بر می گردد و به لطف الهی از مرگ ناگهانی و سختی ها در امان می باشدو به برکت این دعای صباح رزق و روزی او هر روز وسیع تر و گسترده تر میشود،انشاالله
 
به نام خداى بخشاینده مهربان

اَللّهُمَّ یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ وَ سَرَّحَ قِطَعَ الّلَیْلِ
خدایا اى كسى كه بیرون كشید زبان صبحدم را به بیان تابناك آن و پراكنده ساخت پاره هاى شب

الْمُظْلِمِ بِغَیاهِبِ تَلَجْلُجِهِ وَ اَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَكِ الدَّوّارِ فى مَقادیرِ
تاریك را با آن توده هاى سیاه سرگردانى كه داشت و محكم ساخت ساختمان این چرخ گردون را در اندازه ها

تَبَرُّجِهِ وَ شَعْشَعَ ضِیآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاَجُّجِهِ یا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ
و گردشهاى زیبایش و پرتو افكن ساخت تابش خورشید را با نور فروزان و گرم آن اى كه راهنمایى كرد بر خودش

بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَیْفِیّاتِهِ یا
به خودش و منزه است از هم جنسى (و مشابهت با) مخلوقاتش و برتر است از سنخیت یا چگونگیهاى عالم خلقت اى

مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ الظُّنُونِ وَ بَعُدَ عَنْ لَحَظاتِ الْعُیُونِ وَ عَلِمَ بِما
كسى كه نزدیك است به گمانهایى كه (درباره او) بر دل خطور كند ولى دور است از چشم انداز دیدگان و مى داند آنچه را

كانَ قَبْلَ اَنْ یَكُونَ یا مَنْ اَرْقَدَنى فى مِهادِ اَمْنِهِ وَ اَمانِهِ وَ اَیْقَظَنى
شود پیش از شدنش اى كسى كه مرا در گهواره آسایش و امنیت خود به خواب برد و براى استفاده از نعمتها

اِلى ما مَنَحَنى بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَ اِحْسانِهِ وَ كَفَّ اَكُفَّ السُّوَّءِ عَنّى بِیَدِهِ
و بخششهاى بیدریغش كه به من ارزانى داشته بیدارم كرد و پنجه هاى بدخواهان را بدست قدرت

وَ سُلْطانِهِ صَلِّ اللّهُمَّ عَلَى الدَّلیلِ اِلَیْكَ فِى اللَّیْلِ الاْلْیَلِ وَ الْماسِكِ
و سلطنت خویش از من بازداشته درود فرست بر آن راهنماى به سوى تو در شب بسیار تار (جاهلیت ) و آن كس كه در

مِنْ اَسْبَابِكَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الاْطْوَلِ وَ النّاصِعِ الْحَسَبِ فى ذِرْوَةِ
میان اسباب و وسائل تو بلندترین ریسمان شرف را گرفت و آن كس كه حسب پاك و خالصش بر بلندترین

الْكاهِلِ الاْعْبَلِ وَ الثّابِتِ الْقَدَمِ عَلى زَحالیفِها فِى الزَّمَنِ الاْوَّلِ
شانه هاى مردان عالم قرار داشت و آن ثابت قدم بر روى لغزشگاهها در آن زمان پیشین

وَ عَلى الِهِ الاْخْیارِ الْمُصْطَفَیْنَ الاْبْرارِ وَ افْتَحِ اللّهُمَّ لَنا مَصاریعَ
و بر خاندان نیكوكار برگزیده خوش كردارش و بگشا براى ما خدایا لنگه هاى در

الصَّباحِ بِمَفاتیحِ الرَّحْمَةِ وَ الْفَلاحِ وَ اَلْبِسْنِى اللّهُمَّ مِنْ اَفْضَلِ خِلَعِ
بامدادان را به كلیدهاى رحمت و رستگارى و بپوشانم خدایا از بهترین خلعتهاى

الْهِدایَةِ وَالصَّلاحِ وَ اَغْرِسِ اللّهُمَّ بِعَظَمَتِكَ فى شِرْبِ جَنانى
هدایت و شایستگى و بجوشان خدایا به عظمت خویش در جویبار دلم

یَنابیعَ الخُشُوعِ وَ اَجْرِ اللّهُمَّ لِهَیْبَتِكَ مِنْ اماقى زَفَراتِ الدُّمُوعِ
چشمه هاى خشوع و جارى ساز خدایا براى هیبتت از گونه هایم مشكهاى اشك

وَ اَدِّبِ اللّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّةِ الْقُنُوعِ اِلهى اِنْ لَمْ تَبْتَدِئْنِى
و ادب كن خدایا سبك مغزى و تندخویى مرا به مهارهاى قناعت (یا خوارى در سؤ ال ) خدایا اگر در ابتدا

الرَّحْمَةُ مِنْكَ بِحُسْنِ التَّوْفیقِ فَمَنِ السّالِكُ بى اِلَیْكَ فى واضِحِ
رحمت تو از روى حسن توفیق به سراغ من نمى آمد پس چه كسى بود كه مرا در این

الطَّریقِ وَ اِنْ اَسْلَمَتْنى اَناتُكَ لِقاَّئِدِ الاْمَلِ وَ الْمُنى فَمَنِ الْمُقیلُ
راه روشن بسویت آرد و اگر حلم و بردبارى تو مرا بدست آرزو و میل سركش سپارد پس چه كسى

عَثَراتى مِنْ كَبَواةِ الْهَوى وَ اِنْ خَذَلَنى نَصْرُكَ عِنْدَ مُحارَبَةِ النَّفْسِ
لغزشهاى مرا از زمین خوردنهاى هوا و هوس نادیده بگیرد و اگر در هنگام جنگ با نفس

وَالشَّیْطانِ فَقَدْ وَكَلَنى خِذْلانُكَ اِلى حَیْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ اِلهى
و شیطان یارى تو نباشد مسلماً همان یارى نكردنت مرا بدست رنج و حرمان سپارد خدایا

اَتَرانى مآ اَتَیْتُكَ اِلاّ مِنْ حَیْثُ الاْمالِ اَمْ عَلِقْتُ بِاَطْرافِ حِبالِكَ اِلاّ
تو بخوبى مرا مى بینى كه نزدت نیامدم جز از راه آرزوها (و آنها بود كه مرا به درگاهت آورد) یا شده كه بسر رشته هاى فضل

حینَ باعَدَتْنى ذُنُوبى عَنْ دارِ الْوِصالِ فَبِئْسَ الْمَطِیَّةُ الَّتِى امْتَطَتْ
و كرمت چنگ زنم جز وقتى كه گناهانم مرا از خانه وصال دور سازد پس چه بد مركبى است این مركب

نَفْسى مِنْ هَواها فَواهاً لَها لِما سَوَّلَتْ لَها ظُنُونُها وَ مُناها وَ تَبّاً لَها
هوا و هوس كه نفس من بر آن سوار شده پس واى بر این نفس كه گمانهاى باطل و آرزوهاى بیجایش در نزد او جلوه كرد و

لِجُرْاَتِها عَلى سَیِّدِها وَ مَوْلاها اِلهى قَرَعْتُ بابَ رَحْمَتِكَ بِیَدِ
نابود باد كه بر آقا و مولاى خویش دلیرى كرد خدایا من در رحمتت را بدست امیدم

رَجاَّئى وَ هَرَبْتُ اِلَیْكَ لاجِئاً مِنْ فَرْطِ اَهْواَّئى وَ عَلَّقْتُ بِاَطْرافِ
كوبیدم و از فرط هواهاى نفسانى به حال پناهندگى بسوى تو گریختم و بند كردم بسر رشته هاى
 
حِبالِكَ اَنامِلَ وَ لاَّئى فَاْصْفَحِ اللّهُمَّ عَمّا كُنْتُ اَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلى
كرمت انگشتان دوستى ام را پس درگذر خدایا از جرمهایى كه من از روى لغزش

وَ خَطاَّئى وَ اَقِلْنى مِنْ صَرْعَةِ [رِدآئى ] فَاِنَّكَ سَیِّدى وَمَوْلاىَ
و خطا كردم و نگاهم دار از حمله بیماریم (كه دچار گشته ام ) زیرا كه تویى آقا و مولایم

وَ مُعْتَمَدى وَ رَجائى وَ اَنْتَ غایَةُ مَطْلُوبى وَ مُناىَ فى مُنْقَلَبى
و تكیه گاه و امیدم و تویى منتهاى خواسته و آرمانم در دنیا

وَ مَثْواىَ اِلهى كَیْفَ تَطْرُدُ مِسْكیناً الْتَجَاءَ اِلَیْكَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِباً
و عقبایم خدایا چگونه برانى از درگاهت بیچاره اى را كه در حال فرار از گناهان به تو پناه آورده

اَمْ كَیْفَ تُخَیِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ اِلى جَنابِكَ ساعِیاً اَمْ كَیْفَ تَرُدُّ
یا چگونه نومید سازى راه جویى را كه شتابان آهنگ حضرت تو را كرده یا چگونه بازگردانى

ظَمْئانَ وَرَدَ اِلى حِیاضِكَ شارِباً كَلاّ وَ حِیاضُكَ مُتْرَعَةٌ فى ضَنْكِ
تشنه اى را كه براى نوشیدن (آب ) بر سر حوضهاى تو آمده نه هرگز چنین نخواهى كرد با اینكه حوضهاى (پرفیضت )

الْمُحُولِ وَ بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَ الْوُغُولِ وَ اَنْتَ غایَةُ الْمَسْئُولِ
در سخت ترین خشكسالیها لبریز است و در خانه ات براى خواستن و ورود در آن باز است و تویى انتهاى خواسته

وَ نِهایَةُ الْمَاْمُولِ اِلهى هذِهِ اَزِمَّةُ نَفْسى عَقَلْتُها بِعِقالِ مَشِیَّتِكَ
(خواستاران ) و منتهاى آرزوى (آرزومندان ) خدایا این مهارهاى نفس من است كه به پاى بند مشیت تو آنها را بستم

وَ هذِهِ اَعْباَّءُ ذُنُوبى دَرَاْتُها بِعَفْوِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ هذِهِ اَهْوآئِىَ الْمُضِلَّةُ
و این است بارهاى سنگین گناهانم كه به امید عفو و رحمتت بر زمین نهادم و این است هوسهاى گمراه كننده ام

وَكَلْتُها اِلى جَنابِ لُطْفِكَ وَ رَاْفَتِكَ فَاجْعَلِ اللّهُمَّ صَباحى هذا ناِزلاً
كه به آستان لطف و مهرت سپردم پس اى خدا این بامداد مرا چنان مقرر كن

عَلَىَّ بِضِیاَّءِ الْهُدى وَ بِالسَّلامَةِ فِى الدّینِ وَ الدُّنْیا وَ مَساَّئى جُنَّةً مِنْ
كه با انوار هدایت و سلامت در دین و دنیا بر من فرود آید و شامم را سپرى از

كَیْدِ الْعِدى وَ وِقایَهً مِنْ مُرْدِیاتِ الْهَوى اِنَّكَ قادِرٌ عَلى ما تَشآءُ
نیرنگ خطرناك دشمنان و پناهگاهى از پرتگاههاى هوا و هوس قرار ده كه تو بر هر چه بخواهى

تُؤتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشآءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشآءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشآءُ
توانایى ملك و سلطنت را به هر كه خواهى مى دهى و از هركه خواهى برگیرى و عزت دهى هر كه را خواهى

وَ تُذِلُّ مَنْ تَشآءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ تُولِجُ اللَیْلَ
و خوار كنى هر كه را خواهى همه خوبیها بدست تو است و تو بر هر چیز توانایى شب را

فى النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ
در روز فرو برى و روز را در شب درآورى زنده را از مرده بیرون آورى و مرده را

وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِسابٍ لا اِلهَ اِلاّ
از زنده برون آرى و به هر كه خواهى بى حساب روزى دهى معبودى جز تو نیست

اَنْتَ سُبْحانَكَ اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ مَنْ ذا یَعْرِفُ قَدْرَكَ فَلا یَخافُكَ
منزهى تو خدایا و حمد تو را گویم كیست كه قدر تو را بشناسد و از تو نترسد

وَ مَن ذا یَعْلَمُ ما اَنْتَ فَلا یَهابُكَ اَلَّفْتَ بِقُدْرَتِكَ الْفِرَقَ وَ فَلَقْتَ
و كیست كه بداند تو كیستى و از تو نهراسد تو با قدرت خویش جداها را با هم جمع كردى

بِلُطْفِكَ الْفَلَقَ وَاَنَرْتَ بِكَرَمِكَ دَیاجِىَ الْغَسَقِ وَاَنْهَرْتَ الْمِیاهَ مِنَ
و به لطف خویش سپیده دم را شكافتى و بكرم خود تاریكیهاى شدید شب را روشن كردى و روان كردى آبهاى شیرین و

الصُّمِّ الصَّیاخیدِ عَذْباً وَاُجاجاً وَاَنْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجاً
شور را از دل سنگهاى سخت و محكم و فرو ریختى از ابرهاى فشرده آبى ریزان و فراوان ،

وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لِلْبَرِیَّةِ سِراجاً وَهّاجاً مِنْ غَیْرِ اَنْ تُمارِسَ
و قرار دادى خورشید و ماه را براى مردمان چراغى فروزان بدون آنكه در آنچه بدان آغاز كردى (در آفرینش ) دچار

فیمَا ابْتَدَاْتَ بِهِ لُغُوباً وَ لا عِلاجاً فَیا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَالْبَقآءِ وَ قَهَرَ
خستگى و تعب گردى یا به چاره جویى محتاج شوى اى آنكه در عزت و بقاء یگانه است و بندگانش را بوسیله

عِبادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَنَّاءِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الاَْتْقِیآءِ
مرگ و نابودى مقهور خویش كرده درود فرست بر محمد و خاندان پرهیزكارش

وَاسْمَعْ نِدآئى وَاسْتَجِبْ دُعآئى وَ حَقِّقْ بِفَضْلِكَ اَمَلى وَ رَجآئى یا خَیْرَ مَنْ
و فریاد مرا بشنو و دعایم را به اجابت مقرون ساز و به فضل خویش آرزو و امید مرا تثبیت كن اى بهترین كسى كه

دُعِىَ لِكَشْفِ الضُّرِّ وَالْمَاْمُولِ لِكُلِّ عُسْرٍ وَ یُسْرٍ بِكَ اَنْزَلْتُ حاجَتى
خوانده شدى براى برطرف ساختن گرفتارى و آرزو شده اى براى هر سختى و آسانى فرود آوردم بار حاجتم را بدرگاهت

فَلا تَرُدَّنى مِنْ سَنِىِّ مَواهِبِكَ خاَّئِباً یا كَریمُ یا كَریمُ یا كَریمُ
پس مرا از عطایاى عالى (و سنگین قیمت ) خود ناامید باز مگردان اى كریم اى كریم اى كریم

بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى خَیْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ
به رحمت خود اى مهربانترین مهربانان و درود خدا بر بهترین آفریدگانش محمد و آل

سر به سجده برود و بگوید:

اِلهى قَلْبى مَحْجُوبٌ وَ نَفْسى مَعْیُوبٌ
خدایا دلم در پرده است و نفسم معیوب

وَ عَقْلى مَغْلُوبٌ وَ هَواَّئى غالِبٌ وَ طاعَتى قَلیلٌ وَ مَعْصِیَتى كَثیرٌ
و عقلم مغلوب است و هواى نفس بر من چیره است و طاعتم اندك و گناهانم بسیار است

وَ لِسانى مُقِرُّ بِالذُّنُوبِ فَكَیْفَ حیلَتى یا سَتّارَ الْعُیُوبِ وَ یا عَلاّمَ
و زبانم به گناهان اقرار دارد پس چاره ام چیست اى پرده پوش عیبها و اى داناى

الْغُیُوبِ وَ یا كاشِفَ الْكُرُوبِ اِغْفِرْ ذُنُوبى كُلَّها بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ
نادیدنیها و اى برطرف كننده اندوهها بیامرز همه گناهانم را به حرمت محمد و آل

مُحَمَّدٍ یا غَفّارُ یا غَفّارُ یا غَفّارُ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
محمد اى آمرزش پیشه اى بسیار آمرزنده اى بسیار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
 
منبع :بحارالانوارج 84 ص 340

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه